Progress in Physics of Applied Materials

دانشگاه سمنان مشاهده نقشه

مشخصات مجله Progress in Physics of Applied Materials

نام مجله: Progress in Physics of Applied Materials
p-ISSN: 27834794
دسته بندی: علوم پایه
دسته بندی: فیزیک
رتبه ارزیابی: ب
ناشر: دانشگاه سمنان
صاحب امتیاز: دانشگاه سمنان
زبان مجله: انگلیسی
نوع انتشار: الکترونیکی
اعتبار سابق مجله: علمی پژوهشی
سایت: https://ppam.semnan.ac.ir/
ایندکس: DOAJ
ایندکس: Google Scholar
ایندکس: ISC
ایندکس: magiran
سایر ایندکس ها: COPE MSRT

شرایط چاپ مقاله در نشریه Progress in Physics of Applied Materials

مجله علمی Progress in Physics of Applied Materials با ISSN چاپی 27834794 یک مجله علمی پژوهشی از نشریات مورد تائید وزارتین و دانشگاه ها می باشد. صاحب امتیاز مجله Progress in Physics of Applied Materials دانشگاه سمنان می باشد که مقالات را به زبان انگلیسی و به صورت الکترونیکی به چاپ می رساند. در چاپ مقاله Progress in Physics of Applied Materials به گروه علمی آن علوم پایه و زیرگروه علمی آن فیزیک دقت نمائید. آدرس وب سایت نشریه Progress in Physics of Applied Materials برابر با https://ppam.semnan.ac.ir/ می باشد. ایندکس‌های ژورنال Progress in Physics of Applied Materials برابر با DOAJ و Google Scholar و ISC و magiran و COPE MSRT می‌باشد. برای نگارش، پذیرش و چاپ مقاله در نشریه Progress in Physics of Applied Materials ، حیطه فعالیت آن را که در زیر آمده است مطالعه نمائید. همچنین برای چاپ مقاله در مجله Progress in Physics of Applied Materials می توانید کلیه مراحل آماده سازی مقاله از استخراج، ویراستاری ارسال مقاله به نشریه و اخذ پذیرش و چاپ را از خدمات ژورنال یاب استفاده نمائید. تنها کافیست فرم تماس در این صفحه را تکمیل نمائید تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند.

حیطه فعالیت مجله Progress in Physics of Applied Materials

Progress in Physics of Applied Materials بر فیزیک ماده در جایی تمرکز دارد که ساختار، برهم‌کنش‌ها و خواص قابل اندازه‌گیری به یک کاربرد یا پدیده مشخص منتهی می‌شوند. موضوع می‌تواند لایه نازک، نیمه‌رسانا، ماده مغناطیسی، نانوساختار، ماده انرژی یا سامانه اپتوالکترونیکی باشد. مقاله قوی باید از توصیف صرف ساختار فراتر رود و نشان دهد کدام ویژگی فیزیکی عملکرد را کنترل می‌کند. برای این منظور، شرایط ساخت نمونه، روش اندازه‌گیری و مدل فیزیکی تفسیر باید با یکدیگر هماهنگ باشند؛ در غیر این صورت رابطه ساختار–خاصیت به همبستگی ساده تقلیل پیدا می‌کند.

ساختار بلوری و مرز تفسیر

تغییر موقعیت یا پهنای پیک XRD می‌تواند از اندازه بلورک، کرنش، ترکیب یا خطای دستگاه ناشی شود. بنابراین نسبت دادن هر جابه‌جایی به «بهبود بلورینگی» بدون تحلیل دقیق مناسب نیست. روش Rietveld یا fitting می‌تواند پارامتر شبکه و فازهای ثانویه را بهتر مشخص کند. در لایه نازک، بافت ترجیحی و ضخامت نیز شدت پیک‌ها را تغییر می‌دهند. اگر مقاله مدعی رابطه میان ساختار و خاصیت الکتریکی است، بهتر است پارامتر ساختاری کمّی مانند اندازه بلورک، درصد فاز یا کرنش با همان نمونه‌های اندازه‌گیری‌شده مقایسه شود.

خواص نوری و مدل مناسب جذب

در مواد نیمه‌رسانا، استخراج band gap به انتخاب مدل انتقال مستقیم یا غیرمستقیم وابسته است. استفاده خودکار از Tauc plot بدون توجیه نوع گذار می‌تواند عددی ظاهراً دقیق اما فیزیکی نامعتبر تولید کند. ضخامت نمونه، پراکندگی و baseline دستگاه نیز بر طیف جذب اثر دارند. برای photoluminescence، شدت پیک به شرایط تحریک و هندسه وابسته است و نمی‌توان آن را بدون نرمال‌سازی با نمونه دیگر مقایسه کرد. اگر quenching به جدایش بهتر بار نسبت داده می‌شود، بهتر است با داده زمانی، فوتوجریان یا روش مکمل حمایت شود.

لایه نازک، فصل مشترک و انتقال

در سامانه‌های لایه نازک، فصل مشترک اغلب تعیین‌کننده‌تر از bulk است. مقاومت تماس، زبری، نقص سطح و interdiffusion می‌توانند پاسخ الکتریکی را تغییر دهند. اندازه‌گیری Hall، I–V یا impedance باید همراه با هندسه الکترود و دمای آزمون گزارش شود. اگر مدل conduction مانند Schottky، hopping یا space-charge-limited پیشنهاد می‌شود، برازش باید در محدوده معتبر آن مدل انجام شود. انتخاب بخش محدودی از منحنی برای رسیدن به شیب مورد انتظار بدون آزمون مدل‌های رقیب، تفسیر را ضعیف می‌کند.

مواد مغناطیسی و وابستگی به اندازه‌گیری

پارامترهایی مانند coercivity، saturation magnetization و remanence به دما، میدان بیشینه و history نمونه وابسته‌اند. برای مقایسه نمونه‌ها باید شرایط measurement یکسان باشد و نرمال‌سازی بر جرم یا حجم به‌درستی انجام شود. اگر تغییر coercivity به اندازه دانه نسبت داده می‌شود، لازم است اندازه دانه مستقل اندازه‌گیری شده باشد. در نانوذرات، superparamagnetism نیازمند شواهد دمایی و زمان‌مقیاس است؛ حلقه باریک در دمای اتاق به‌تنهایی کافی نیست. اندازه‌گیری ZFC/FC یا AC susceptibility می‌تواند تفسیر دقیق‌تری فراهم کند.

موضوعات پژوهشی هم‌راستا با حوزه نشریه

  • Applied Materials Physics — سنجش خواص فیزیکی مواد با پیوند روشن به ساختار.
  • Thin Films — رشد، ریزساختار، فصل مشترک و انتقال در لایه‌های نازک.
  • Optoelectronic Materials — جذب، گسیل، انتقال بار و کاربردهای اپتوالکترونیکی.
  • Magnetic Materials — رفتار مغناطیسی و وابستگی آن به ساختار و دما.
  • Energy Materials Physics — پدیده‌های فیزیکی در مواد ذخیره و تبدیل انرژی.
  • Structure–Property Physics — مدل‌سازی کمّی ارتباط ساختار با پاسخ فیزیکی.

محاسبات نظری و نسبت آن با آزمایش

DFT و سایر روش‌های نظری زمانی ارزش بیشتری دارند که سؤال فیزیکی مشخصی را پاسخ دهند. functional، basis، pseudopotential و معیار همگرایی باید گزارش شوند. اختلاف band gap محاسباتی با آزمایش ممکن است از محدودیت functional یا نقص و دمای نمونه ناشی شود. تطبیق انتخابی چند پارامتر کافی نیست؛ بهتر است روند ترکیب، فشار یا کرنش در محاسبه با روند تجربی مقایسه شود. اگر محاسبات تنها بخش مقاله‌اند، پایداری ساختار و بررسی چند configuration برای نتیجه‌گیری درباره حالت پایه اهمیت دارد.

نشریات فیزیک و مواد نزدیک

برای مقاله‌ای با تمرکز مستقیم بر مواد پیشرفته، Pioneering Advances in Materials گزینه نزدیک است. Journal of Interface, Thin Film and Low Dimension Systems برای لایه‌های نازک و سامانه‌های کم‌بعد، Radiation Physics and Engineering برای فیزیک پرتویی و Journal of theoretical and Applied Physics برای فیزیک نظری و کاربردی قابل مقایسه‌اند. اگر هسته مقاله نانوساختارهای اپتوالکترونیکی باشد، Journal of Optoelectronical Nanostructures نیز مسیر مناسبی است. تفاوت دامنه را باید با سؤال اصلی سنجید: یک ماده ممکن است از نظر ساخت شیمیایی باشد، اما اگر نوآوری مقاله در پدیده فیزیکی و مدل انتقال است، مخاطب فیزیک مواد مناسب‌تر خواهد بود.

«وابستگی خواص به ساختار» با اندازه‌گیری خواص مواد قابل سنجش است؛ «رفتار اپتوالکترونیکی» با پراش و ریزساختار زاویه مکملی می‌سازد. برای فیزیک مواد کاربردی، پیوند این دو محور زمانی معتبر است که «لایه‌های نازک و فصل مشترک» از «مواد انرژی و حسگر» جدا تعریف شود. ساخت لایه نازک می‌تواند پایداری نتیجه را بیازماید. داده هر محور باید برچسب، زمان و واحد مستقل داشته باشد. تفسیر نیز باید دقیقاً به همان متغیرهایی برگردد که در اندازه‌گیری خواص مواد و پراش و ریزساختار اندازه‌گیری شده‌اند، نه به مفهوم گسترده‌تری که در داده حضور ندارد.

محور «لایه‌های نازک و فصل مشترک» زمانی دقیق‌تر بررسی می‌شود که طیف‌سنجی نوری با یک سنجه مستقل برای «رفتار اپتوالکترونیکی» همراه باشد. لازم است مشخص شود کدام داده برای آزمون فرضیه اصلی استفاده می‌شود و کدام بخش تحلیل اکتشافی است. ترکیب طیف‌سنجی نوری و تحلیل انتقال می‌تواند درباره «مواد انرژی و حسگر» اطلاعات مکمل ایجاد کند، مشروط بر آنکه فرض‌های هر روش جداگانه کنترل شوند. نتیجه باید نشان دهد اختلاف احتمالی این دو مسیر چه معنایی برای فیزیک مواد کاربردی دارد.

اگر پرسش بر «پدیده‌های مغناطیسی» متمرکز است، دامنه «لایه‌های نازک و فصل مشترک» باید محدود و پراش و ریزساختار با ساختار داده هماهنگ شود. شواهد حاصل از پراش و ریزساختار زمانی برای «پدیده‌های مغناطیسی» قابل اتکاترند که کیفیت اندازه‌گیری، داده مفقود و موارد غیرعادی صریح مدیریت شوند. ساخت لایه نازک بهتر است نقش روش جایگزین یا آزمون حساسیت داشته باشد، نه اینکه بدون دلیل به مجموعه تحلیل‌ها افزوده شود. با این رویکرد، نتیجه درباره «مواد انرژی و حسگر» از نظر روش‌شناختی قابل ردیابی‌تر خواهد بود.

«وابستگی خواص به ساختار» در کنار «مواد انرژی و حسگر» یک مقایسه هدفمند می‌سازد. محاسبات نظری برای محور اول و تحلیل انتقال برای محور دوم شواهد مستقل فراهم می‌کنند. در تحلیل فیزیک مواد کاربردی، همگرایی این شواهد از یک خروجی منفرد قوی‌تر است. اگر طیف‌سنجی نوری نتیجه متفاوتی نشان می‌دهد، باید مشخص شود تفاوت از نمونه، سنجه یا فرض روش ناشی شده است. نتیجه نهایی نیز باید مرز میان «پدیده‌های مغناطیسی» و «مدل‌سازی خواص فیزیکی» را حفظ کند.

در «پدیده‌های مغناطیسی»، پراش و ریزساختار می‌تواند اثر انتخاب پارامتر را آشکار کند؛ در «وابستگی خواص به ساختار»، ساخت لایه نازک ساختار اصلی را برآورد می‌کند. «مدل‌سازی خواص فیزیکی» و «رفتار اپتوالکترونیکی» بهتر است بدون دلیل در یک مدل ادغام نشوند. برای فیزیک مواد کاربردی، هر سازه باید سنجه و نقش تحلیلی مشخص داشته باشد. اگر چند تعریف از «مدل‌سازی خواص فیزیکی» ممکن است، مقایسه آن‌ها پیش از نتیجه‌گیری درباره «پدیده‌های مغناطیسی» مفید است و حدود تعمیم را روشن‌تر می‌کند.

پرسش «وابستگی خواص به ساختار» با طیف‌سنجی نوری قابل آزمون است، در حالی که «لایه‌های نازک و فصل مشترک» ممکن است به تحلیل انتقال نیاز داشته باشد. «مدل‌سازی خواص فیزیکی» می‌تواند متغیر زمینه‌ای و «رفتار اپتوالکترونیکی» پیامد اصلی باشد. چنین تفکیکی برای فیزیک مواد کاربردی مانع آن می‌شود که رابطه‌های متعدد بدون فرضیه مرکزی کنار هم قرار گیرند. محاسبات نظری می‌تواند یک بررسی ثانویه باشد؛ اما نتیجه آن باید جدا از آزمون اصلی گزارش شود و با همان سطح شواهد تفسیر گردد.

اگر «لایه‌های نازک و فصل مشترک» نتیجه مورد انتظار است، اندازه‌گیری خواص مواد باید قبل از مشاهده «مواد انرژی و حسگر» مشخص شود. «وابستگی خواص به ساختار» می‌تواند با پراش و ریزساختار کنترل یا طبقه‌بندی شود و «رفتار اپتوالکترونیکی» با ساخت لایه نازک تحلیل مکمل دریافت کند. در حوزه فیزیک مواد کاربردی، این ترتیب از تصمیم‌گیری پسینی جلوگیری می‌کند. هر تغییر در تعریف نمونه یا معیار «لایه‌های نازک و فصل مشترک» باید ثبت شود؛ زیرا تغییر کوچک در تعریف می‌تواند جهت یا اندازه اثر را جابه‌جا کند.

برای جمع‌بندی «پدیده‌های مغناطیسی»، شواهد طیف‌سنجی نوری باید کنار نتیجه محاسبات نظری دیده شوند. «رفتار اپتوالکترونیکی» محدودیت زمینه را نشان می‌دهد و «مواد انرژی و حسگر» دامنه کاربرد را مشخص می‌کند. در فیزیک مواد کاربردی، تحلیل انتقال می‌تواند نشان دهد آیا پیام اصلی به یک تنظیم خاص وابسته است یا در چند تحلیل معقول باقی می‌ماند. اگر پایداری پایین است، نتیجه درباره «لایه‌های نازک و فصل مشترک» باید محافظه‌کارانه‌تر نوشته شود و عدم‌قطعیت به‌صراحت گزارش گردد.

یک کنترل تکمیلی ویژه این موضوع، مقایسه «وابستگی خواص به ساختار» با «مدل‌سازی خواص فیزیکی» در چارچوب اندازه‌گیری خواص مواد و تحلیل انتقال است. اگر «لایه‌های نازک و فصل مشترک» نقش توضیحی دارد، بهتر است اثر آن جدا از «مواد انرژی و حسگر» برآورد شود. در فیزیک مواد کاربردی، اختلاف میان خروجی طیف‌سنجی نوری و ساخت لایه نازک می‌تواند نشانه حساسیت نتیجه به تعریف متغیر یا کیفیت اندازه‌گیری باشد. ثبت این اختلاف، همراه با توضیح درباره «رفتار اپتوالکترونیکی» و محدودیت «پدیده‌های مغناطیسی»، باعث می‌شود نتیجه نهایی فقط بر بهترین تحلیل تکیه نکند و خواننده بتواند استحکام استنتاج را ارزیابی کند.

بازبینی نمودار، مدل و واحدها

در نسخه نهایی، شرایط ساخت هر نمونه و کدگذاری آن‌ها ثابت باشد. نمودارها واحد، خطا و شرایط اندازه‌گیری را نشان دهند. برازش‌ها باید بازه استفاده، پارامترهای استخراج‌شده و کیفیت fit را مشخص کنند. اگر چند مدل فیزیکی ممکن‌اند، دلیل انتخاب مدل ترجیحی توضیح داده شود. در بحث، رابطه ساختار–خاصیت باید به داده واقعی متصل باشد و از عبارت‌های کلی مانند «افزایش نقص باعث بهبود عملکرد شد» بدون سنجه مستقل پرهیز شود. محدودیت دستگاه و دقت اندازه‌گیری نیز بخشی از تفسیر است، نه موضوعی فرعی.

پذیرش مقاله در این نشریه

برای خلق بهترین نتیجه در کنار شما هستیم

خدمات تخصصی ژورنال یاب

انتخاب مجله، استخراج، ترجمه، ویراستاری و پلاجیاریسم

کلیه خدمات مربوط به آماده سازی مقاله شما از قبیل تبدیل پایان نامه به مقاله ، ترجمه، ویراستاری علمی و ساختاری و سنجش عدم سرقت علمی و انتخاب مجله در ژونال یاب به شما ارائه می گردد.

ارسال مقاله برای مجله با سطح دلخواه شما و چاپ مقاله

شما می توانید فرایند سابمیت مقاله خود را به متخصصان ژورنال یاب بسپارید. ما پذیرش و چاپ مقاله شما در مناسب ترین مجله با سطح دلخواه شما را تضمین میکنیم.

تاسیس و راه اندازی نشریه علمی

کلیه مراحل تاسیس نشریه علمی از اخذ مجوز تا راه اندازی سامانه های مدیریت نشریات و دریافت ایندکس های معتبر از قبیل علمی پژوهشی، ISI، Scopus، ISC و تبلیغات دریافت مقاله را برای شما انجام میدهیم.

مطالب آموزشی

از مرکز آموزش های ژورنال یاب دیدن نمایید.

دسک ریجکت (Desk Reject) چیست؟ دلایل رد مقاله پیش از داوری و راه های جلوگیری از آن

دسک ریجکت (Desk Reject) چیست؟ دلایل رد مقاله پیش از داوری و راه های جلوگیری از آن

ژورنال یاب
ژورنال یاب
11 مرداد 1405
دسک ریجکت یا رد سردبیری زمانی اتفاق می افتد که سردبیر مجله، مقاله را در مرحله بررسی اولیه و پیش از ارسال برای داوران رد کند. این تصمیم ممکن است به دلیل ناهماهنگی موضوع مقاله با اهداف و دامنه مجله، ضعف نوآوری، مشکلات روش شناسی، کیفیت نامناسب عنوان و چکیده، رعایت نکردن راهنمای نویسندگان یا وجود ابهام های اخلاقی و پژوهشی گرفته شود. دسک ریجکت لزوما به معنای بی ارزش بودن پژوهش نیست؛ در بسیاری از موارد، انتخاب نامناسب مجله یا آماده نبودن نسخه ارسالی باعث رد مقاله می شود. در این راهنما، مفهوم Desk Reject، تفاوت آن با رد مقاله پس از داوری، مراحل بررسی اولیه توسط سردبیر، مهم ترین دلایل رد پیش از داوری و راهکارهای عملی برای کاهش احتمال آن بررسی می شود. همچنین نویسندگان می آموزند پس از دریافت نامه رد سردبیری چه تصمیمی بگیرند، چگونه مقاله را برای مجله دیگری آماده کنند و در چه شرایطی درخواست بازنگری در تصمیم سردبیر منطقی است.
خدمات پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی؛ دبیرخانه، داوری، انتشار و استانداردسازی

خدمات پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی؛ دبیرخانه، داوری، انتشار و استانداردسازی

ژورنال یاب
ژورنال یاب
4 خرداد 1405
اداره نشریه علمی فقط به سردبیر و هیئت تحریریه قوی نیاز ندارد؛ اجرای منظم، دبیرخانه پاسخگو، سایت پایدار، پیگیری داوری، آرشیو کامل، آماده سازی شماره ها و گزارش دهی مدیریتی نیز برای حفظ اعتبار نشریه ضروری است. در این صفحه، خدمات ژورنال یاب برای پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی معرفی می شود؛ خدماتی که با حفظ استقلال علمی نشریه، امور اجرایی، فنی، انتشار، استانداردسازی و پیگیری های روزمره را منظم و قابل کنترل می کند.
نحوه رفرنس نویسی مقاله انگلیسی + مثال APA، Vancouver و IEEE

نحوه رفرنس نویسی مقاله انگلیسی + مثال APA، Vancouver و IEEE

ژورنال یاب
ژورنال یاب
13 اردیبهشت 1405
در مقاله انگلیسی، رفرنس‌نویسی فقط نوشتن چند منبع در انتهای متن نیست؛ بلکه بخشی از اعتبار علمی مقاله، رعایت اخلاق پژوهش و آماده‌سازی درست مقاله برای سابمیت است. در این راهنما، نحوه ارجاع درون‌متنی، تنظیم Reference List، تفاوت سبک‌های رایج مانند APA، Vancouver و IEEE، روش نوشتن DOI، نام نویسندگان، عنوان مقاله، نام ژورنال و خطاهای رایج رفرنس‌نویسی در مقاله انگلیسی بررسی می‌شود.
مقاله تحلیل مضمون چیست؟ راهنمای کامل نوشتن مقاله تحلیل مضمون

مقاله تحلیل مضمون چیست؟ راهنمای کامل نوشتن مقاله تحلیل مضمون

ژورنال یاب
ژورنال یاب
8 اردیبهشت 1405
مقاله تحلیل مضمون نوعی مقاله پژوهشی کیفی است که در آن پژوهشگر داده‌هایی مانند مصاحبه، متن، روایت، پاسخ‌های باز، اسناد، تجربه‌های زیسته یا محتوای نوشتاری را بررسی می‌کند تا الگوهای معنایی، کدها، مقوله‌ها و مضمون‌های اصلی را استخراج کند. در این نوع مقاله، هدف فقط خلاصه کردن داده‌ها نیست، بلکه کشف ساختار معنایی پنهان یا آشکار در داده‌هاست. تحلیل مضمون در رشته‌هایی مانند روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه‌شناسی، مدیریت، علوم ارتباطات، مطالعات فرهنگی، پرستاری، سلامت، آموزش و پژوهش‌های میان‌رشته‌ای کاربرد زیادی دارد.