Journal of Neurodevelopmental Cognition
مشخصات مجله Journal of Neurodevelopmental Cognition
نام مجله:
Journal of Neurodevelopmental Cognition
p-ISSN:
2645565X
دسته بندی:
علوم پایه
دسته بندی:
علوم
رتبه ارزیابی:
ج
ناشر:
دانشگاه شهید بهشتی
صاحب امتیاز:
دانشگاه شهید بهشتی
زبان مجله:
انگلیسی
نوع انتشار:
الکترونیکی
سایت:
https://jncog.sbu.ac.ir/journal/indexing
ایندکس:
CIVILICA
ایندکس:
Google Scholar
ایندکس:
magiran
سایر ایندکس ها:
ISSN Portal Journals Reference National Library and Archives of I.R IRAN Europub ROAD CROSSREF Fatcat LinkedIn ACADEMIA Research Bib EBSCO
شرایط چاپ مقاله در نشریه Journal of Neurodevelopmental Cognition
مجله علمی Journal of Neurodevelopmental Cognition با ISSN چاپی 2645565X یک مجله از نشریات مورد تائید وزارتین و دانشگاه ها می باشد. صاحب امتیاز مجله Journal of Neurodevelopmental Cognition دانشگاه شهید بهشتی می باشد که مقالات را به زبان انگلیسی و به صورت الکترونیکی به چاپ می رساند. در چاپ مقاله Journal of Neurodevelopmental Cognition به گروه علمی آن علوم پایه و زیرگروه علمی آن علوم دقت نمائید. آدرس وب سایت نشریه Journal of Neurodevelopmental Cognition برابر با https://jncog.sbu.ac.ir/journal/indexing می باشد. ایندکسهای ژورنال Journal of Neurodevelopmental Cognition برابر با CIVILICA و Google Scholar و magiran و ISSN Portal Journals Reference National Library and Archives of I.R IRAN Europub ROAD CROSSREF Fatcat LinkedIn ACADEMIA Research Bib EBSCO میباشد. برای نگارش، پذیرش و چاپ مقاله در نشریه Journal of Neurodevelopmental Cognition ، حیطه فعالیت آن را که در زیر آمده است مطالعه نمائید. همچنین برای چاپ مقاله در مجله Journal of Neurodevelopmental Cognition می توانید کلیه مراحل آماده سازی مقاله از استخراج، ویراستاری ارسال مقاله به نشریه و اخذ پذیرش و چاپ را از خدمات ژورنال یاب استفاده نمائید. تنها کافیست فرم تماس در این صفحه را تکمیل نمائید تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند.
حیطه فعالیت مجله Journal of Neurodevelopmental Cognition
Journal of Neurodevelopmental Cognition برای پژوهشهایی مناسب است که رشد مغز و شناخت را نه بهصورت دو موضوع جدا، بلکه بهعنوان یک فرایند پیوسته در طول کودکی، نوجوانی و مراحل بعدی رشد بررسی میکنند. مقالهای در این حوزه معمولاً باید نشان دهد تغییر در توجه، حافظه، زبان، کارکردهای اجرایی یا تنظیم رفتار چگونه با مسیر رشد عصبی و تجربههای محیطی ارتباط پیدا میکند. نقطه قوت یک مطالعه عصبرشدی، صرفاً استفاده از آزمون شناختی یا ابزار زیستی نیست؛ ارزش اصلی زمانی ایجاد میشود که پرسش رشد، طراحی زمانی مطالعه و نوع داده با یکدیگر سازگار باشند و نتیجه نیز از سطح مشاهده فراتر نرود.
مسیر رشد بهجای مقایسه ایستا
در پژوهش عصبرشدی، مقایسه دو گروه سنی در یک زمان میتواند تصویری اولیه بدهد، اما بهتنهایی مسیر رشد را نشان نمیدهد. اگر سؤال درباره تحول توجه یا کارکرد اجرایی است، پژوهشگر باید روشن کند آیا هدف او توصیف تفاوت سنی است یا برآورد تغییر درونفردی. در حالت دوم، مطالعه طولی ارزش بیشتری دارد و لازم است فاصله زمانی اندازهگیریها، ریزش نمونه و اثر تمرین آزمونها کنترل شوند. رشد شناختی نیز خطی نیست؛ برخی تواناییها جهش، تثبیت یا حتی افت موقت دارند. به همین دلیل مدلهایی که تغییر را در چند نقطه زمانی دنبال میکنند، از یک مقایسه ساده میانگینها اطلاعات بیشتری درباره شکل مسیر رشد فراهم میکنند.
کارکردهای اجرایی و مسئله اندازهگیری
توجه پایدار، بازداری، انعطاف شناختی و حافظه کاری مفاهیمی نزدیکاند اما قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند. یک تکلیف رایانهای ممکن است همزمان چند فرایند را درگیر کند و تفسیر آن بهعنوان سنجه خالص یک سازه، نتیجه را آسیبپذیر سازد. بهتر است سازه هدف پیش از انتخاب آزمون تعریف شود و در صورت امکان از چند شاخص همگرا استفاده شود. تفاوت سرعت پردازش، مهارت زبانی یا توانایی عمومی نیز میتواند عملکرد آزمون را تغییر دهد. برای پژوهشهایی که تحول کارکرد اجرایی را بررسی میکنند، گزارش پایایی ابزار در گروه سنی مورد مطالعه و توضیح نحوه برخورد با trade-off میان سرعت و دقت از الزامات مهم است.
اختلالات عصبرشدی و ناهمگونی فردی
در اوتیسم، ADHD، ناتوانیهای یادگیری و سایر اختلالات عصبرشدی، میانگین گروهی همیشه نماینده تجربه فردی نیست. دو فرد با تشخیص یکسان ممکن است پروفایلهای شناختی متفاوتی داشته باشند و همین ناهمگونی، تحلیل زیرگروهها یا مدلهای ابعادی را ارزشمند میکند. پژوهشگر باید مشخص کند تشخیص چگونه تأیید شده، همبودیها چه وضعیتی دارند و دارو یا مداخله جاری چگونه کنترل شده است. اگر هدف پیشبینی عملکرد تحصیلی یا سازگاری اجتماعی است، بهتر است شاخص شناختی در کنار متغیرهای محیطی و رفتاری تحلیل شود تا نتیجه به یک آزمون واحد تقلیل پیدا نکند.
پیوند داده رفتاری با شاخصهای زیستی
داده EEG، تصویربرداری، نشانگرهای فیزیولوژیک یا ژنتیکی میتوانند به تبیین سازوکار کمک کنند، اما حضور آنها بهخودیخود مقاله را عصبشناختی نمیکند. فرضیه باید از پیش توضیح دهد کدام شاخص زیستی با کدام عملکرد شناختی و در چه مرحله رشدی مرتبط است. حجم نمونه در دادههای زیستی اهمیت ویژهای دارد، زیرا تعداد زیاد ویژگیها خطر یافتههای کاذب را افزایش میدهد. کنترل کیفیت سیگنال، اصلاح آزمونهای متعدد و تفکیک تحلیل تأییدی از اکتشافی باید شفاف باشد. اگر یک همبستگی مغز–رفتار مشاهده میشود، زبان نتیجهگیری باید رابطه را توصیف کند و از تبدیل خودکار آن به سازوکار علّی پرهیز شود.
موضوعات پژوهشی همراستا با حوزه نشریه
- Neurodevelopmental Trajectories — مدلسازی تغییر درونفردی توجه، زبان یا کارکرد اجرایی در چند موج زمانی.
- Executive Functions — تفکیک بازداری، انعطاف و حافظه کاری با چند تکلیف و سنجه همگرا.
- Cognitive Development — بررسی نقش محیط خانواده، مدرسه و تجربه در تحول تواناییهای شناختی.
- Learning and Memory — تحلیل رابطه حافظه کاری، یادگیری و تفاوتهای فردی در دوره رشد.
- Neurodevelopmental Disorders — مطالعه پروفایلهای ابعادی بهجای اتکا صرف به میانگین گروههای تشخیصی.
- Developmental Cognitive Neuroscience — پیوند فرضیهمحور داده رفتاری با شاخصهای عصبی یا زیستی.
تحلیل طولی، پیشبینی و تفسیر
در داده طولی، همبستگی میان اندازهگیریهای تکراری باید در مدل دیده شود. مدلهای رشد، اثرات مختلط یا روشهای چندسطحی میتوانند تفاوت سطح اولیه و نرخ تغییر افراد را جدا کنند. برای پیشبینی نیز بهتر است نمونه آموزش و ارزیابی مستقل باشد و عملکرد مدل فقط با یک شاخص مانند accuracy گزارش نشود. اگر هدف شناسایی نشانگر زودهنگام است، حساسیت، ویژگی، کالیبراسیون و قابلیت تعمیم اهمیت بیشتری از یک عدد دقت کلی دارند. همچنین گمشدن داده در مطالعات رشد تصادفی کامل نیست؛ دلایل ریزش نمونه باید بررسی و اثر آن بر نتیجه ارزیابی شود.
نشریات نزدیک برای مقایسه دامنه
برای مقالهای که پیوند زیستشناسی و رشد را پررنگتر دنبال میکند، International Journal of Biological Reports (INJBIR) و Journal of Chemical, Biological and Medicinal Sciences میتوانند برای مقایسه دامنه مفید باشند. اگر مسئله به علوم پایه گستردهتر و سازوکارهای عمومی نزدیک است، Iranian Journal of Science و Iranian Journal of Science and Technology A:Science مسیرهای دیگری برای بررسی هستند. Journal of Sciences Islamic Republic of Iran نیز میتواند در مقایسه با مطالعات بنیادیتر علوم مورد توجه قرار گیرد. این لینکها صرفاً گزینههای همخانوادهاند؛ مقالهای درباره شناخت عصبرشدی باید پیش از انتخاب مقصد، میزان تمرکز واقعی هر نشریه بر رشد، شناخت و روشهای رفتاری یا زیستی را جداگانه ارزیابی کند.
«تحول توجه در کودکی» با مطالعات طولی قابل سنجش است؛ «رابطه حافظه کاری با یادگیری» با مدلسازی رشد زاویه مکملی میسازد. برای شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار، پیوند این دو محور زمانی معتبر است که «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» از «اثر محیط بر رشد شناختی» جدا تعریف شود. مدلهای چندسطحی میتواند پایداری نتیجه را بیازماید. داده هر محور باید برچسب، زمان و واحد مستقل داشته باشد. تفسیر نیز باید دقیقاً به همان متغیرهایی برگردد که در مطالعات طولی و مدلسازی رشد اندازهگیری شدهاند، نه به مفهوم گستردهتری که در داده حضور ندارد.
محور «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» زمانی دقیقتر بررسی میشود که آزمونهای عصبروانشناختی با یک سنجه مستقل برای «رابطه حافظه کاری با یادگیری» همراه باشد. لازم است مشخص شود کدام داده برای آزمون فرضیه اصلی استفاده میشود و کدام بخش تحلیل اکتشافی است. ترکیب آزمونهای عصبروانشناختی و روشهای زیستی در صورت تناسب میتواند درباره «اثر محیط بر رشد شناختی» اطلاعات مکمل ایجاد کند، مشروط بر آنکه فرضهای هر روش جداگانه کنترل شوند. نتیجه باید نشان دهد اختلاف احتمالی این دو مسیر چه معنایی برای شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار دارد.
اگر پرسش بر «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد» متمرکز است، دامنه «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» باید محدود و مدلسازی رشد با ساختار داده هماهنگ شود. شواهد حاصل از مدلسازی رشد زمانی برای «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد» قابل اتکاترند که کیفیت اندازهگیری، داده مفقود و موارد غیرعادی صریح مدیریت شوند. مدلهای چندسطحی بهتر است نقش روش جایگزین یا آزمون حساسیت داشته باشد، نه اینکه بدون دلیل به مجموعه تحلیلها افزوده شود. با این رویکرد، نتیجه درباره «اثر محیط بر رشد شناختی» از نظر روششناختی قابل ردیابیتر خواهد بود.
«تحول توجه در کودکی» در کنار «اثر محیط بر رشد شناختی» یک مقایسه هدفمند میسازد. تحلیل رفتاری برای محور اول و روشهای زیستی در صورت تناسب برای محور دوم شواهد مستقل فراهم میکنند. در تحلیل شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار، همگرایی این شواهد از یک خروجی منفرد قویتر است. اگر آزمونهای عصبروانشناختی نتیجه متفاوتی نشان میدهد، باید مشخص شود تفاوت از نمونه، سنجه یا فرض روش ناشی شده است. نتیجه نهایی نیز باید مرز میان «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد» و «ارتباط شاخصهای شناختی و رفتاری» را حفظ کند.
در «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد»، مدلسازی رشد میتواند اثر انتخاب پارامتر را آشکار کند؛ در «تحول توجه در کودکی»، مدلهای چندسطحی ساختار اصلی را برآورد میکند. «ارتباط شاخصهای شناختی و رفتاری» و «رابطه حافظه کاری با یادگیری» بهتر است بدون دلیل در یک مدل ادغام نشوند. برای شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار، هر سازه باید سنجه و نقش تحلیلی مشخص داشته باشد. اگر چند تعریف از «ارتباط شاخصهای شناختی و رفتاری» ممکن است، مقایسه آنها پیش از نتیجهگیری درباره «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد» مفید است و حدود تعمیم را روشنتر میکند.
پرسش «تحول توجه در کودکی» با آزمونهای عصبروانشناختی قابل آزمون است، در حالی که «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» ممکن است به روشهای زیستی در صورت تناسب نیاز داشته باشد. «ارتباط شاخصهای شناختی و رفتاری» میتواند متغیر زمینهای و «رابطه حافظه کاری با یادگیری» پیامد اصلی باشد. چنین تفکیکی برای شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار مانع آن میشود که رابطههای متعدد بدون فرضیه مرکزی کنار هم قرار گیرند. تحلیل رفتاری میتواند یک بررسی ثانویه باشد؛ اما نتیجه آن باید جدا از آزمون اصلی گزارش شود و با همان سطح شواهد تفسیر گردد.
اگر «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» نتیجه مورد انتظار است، مطالعات طولی باید قبل از مشاهده «اثر محیط بر رشد شناختی» مشخص شود. «تحول توجه در کودکی» میتواند با مدلسازی رشد کنترل یا طبقهبندی شود و «رابطه حافظه کاری با یادگیری» با مدلهای چندسطحی تحلیل مکمل دریافت کند. در حوزه شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار، این ترتیب از تصمیمگیری پسینی جلوگیری میکند. هر تغییر در تعریف نمونه یا معیار «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» باید ثبت شود؛ زیرا تغییر کوچک در تعریف میتواند جهت یا اندازه اثر را جابهجا کند.
برای جمعبندی «تغییرات کارکرد اجرایی در طول رشد»، شواهد آزمونهای عصبروانشناختی باید کنار نتیجه تحلیل رفتاری دیده شوند. «رابطه حافظه کاری با یادگیری» محدودیت زمینه را نشان میدهد و «اثر محیط بر رشد شناختی» دامنه کاربرد را مشخص میکند. در شناخت عصبرشدی و رشد مغز و رفتار، روشهای زیستی در صورت تناسب میتواند نشان دهد آیا پیام اصلی به یک تنظیم خاص وابسته است یا در چند تحلیل معقول باقی میماند. اگر پایداری پایین است، نتیجه درباره «پروفایل شناختی اختلالات عصبرشدی» باید محافظهکارانهتر نوشته شود و عدمقطعیت بهصراحت گزارش گردد.
بازبینی مقاله پیش از ارسال
در نسخه نهایی، چکیده باید سن نمونه، طراحی مطالعه، ابزار شناختی و مهمترین یافته را مشخص کند. در مقدمه، ادعای شکاف علمی بهتر است به یک ناسازگاری مشخص در ادبیات رشد یا یک محدودیت روششناختی متصل باشد. در روش، معیارهای حذف داده، پایایی آزمونها و نحوه کنترل سن، جنس، توانایی عمومی و همبودیها گزارش شوند. در نتایج، اندازه اثر و عدمقطعیت در کنار معناداری آماری بیایند. بخش بحث نیز باید میان «تفاوت گروهی»، «تغییر رشدی» و «پیشبینی فردی» تمایز بگذارد؛ زیرا هر کدام به طراحی و سطح شواهد متفاوتی نیاز دارند.
برای خلق بهترین نتیجه در کنار شما هستیم
خدمات تخصصی ژورنال یاب

انتخاب مجله، استخراج، ترجمه، ویراستاری و پلاجیاریسم
کلیه خدمات مربوط به آماده سازی مقاله شما از قبیل تبدیل پایان نامه به مقاله ، ترجمه، ویراستاری علمی و ساختاری و سنجش عدم سرقت علمی و انتخاب مجله در ژونال یاب به شما ارائه می گردد.

ارسال مقاله برای مجله با سطح دلخواه شما و چاپ مقاله
شما می توانید فرایند سابمیت مقاله خود را به متخصصان ژورنال یاب بسپارید. ما پذیرش و چاپ مقاله شما در مناسب ترین مجله با سطح دلخواه شما را تضمین میکنیم.

تاسیس و راه اندازی نشریه علمی
کلیه مراحل تاسیس نشریه علمی از اخذ مجوز تا راه اندازی سامانه های مدیریت نشریات و دریافت ایندکس های معتبر از قبیل علمی پژوهشی، ISI، Scopus، ISC و تبلیغات دریافت مقاله را برای شما انجام میدهیم.
مجلات مشابه
مطالب آموزشی
از مرکز آموزش های ژورنال یاب دیدن نمایید.
دسک ریجکت (Desk Reject) چیست؟ دلایل رد مقاله پیش از داوری و راه های جلوگیری از آن
دسک ریجکت یا رد سردبیری زمانی اتفاق می افتد که سردبیر مجله، مقاله را در مرحله بررسی اولیه و پیش از ارسال برای داوران رد کند. این تصمیم ممکن است به دلیل ناهماهنگی موضوع مقاله با اهداف و دامنه مجله، ضعف نوآوری، مشکلات روش شناسی، کیفیت نامناسب عنوان و چکیده، رعایت نکردن راهنمای نویسندگان یا وجود ابهام های اخلاقی و پژوهشی گرفته شود. دسک ریجکت لزوما به معنای بی ارزش بودن پژوهش نیست؛ در بسیاری از موارد، انتخاب نامناسب مجله یا آماده نبودن نسخه ارسالی باعث رد مقاله می شود. در این راهنما، مفهوم Desk Reject، تفاوت آن با رد مقاله پس از داوری، مراحل بررسی اولیه توسط سردبیر، مهم ترین دلایل رد پیش از داوری و راهکارهای عملی برای کاهش احتمال آن بررسی می شود. همچنین نویسندگان می آموزند پس از دریافت نامه رد سردبیری چه تصمیمی بگیرند، چگونه مقاله را برای مجله دیگری آماده کنند و در چه شرایطی درخواست بازنگری در تصمیم سردبیر منطقی است.
خدمات پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی؛ دبیرخانه، داوری، انتشار و استانداردسازی
اداره نشریه علمی فقط به سردبیر و هیئت تحریریه قوی نیاز ندارد؛ اجرای منظم، دبیرخانه پاسخگو، سایت پایدار، پیگیری داوری، آرشیو کامل، آماده سازی شماره ها و گزارش دهی مدیریتی نیز برای حفظ اعتبار نشریه ضروری است. در این صفحه، خدمات ژورنال یاب برای پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی معرفی می شود؛ خدماتی که با حفظ استقلال علمی نشریه، امور اجرایی، فنی، انتشار، استانداردسازی و پیگیری های روزمره را منظم و قابل کنترل می کند.
نحوه رفرنس نویسی مقاله انگلیسی + مثال APA، Vancouver و IEEE
در مقاله انگلیسی، رفرنسنویسی فقط نوشتن چند منبع در انتهای متن نیست؛ بلکه بخشی از اعتبار علمی مقاله، رعایت اخلاق پژوهش و آمادهسازی درست مقاله برای سابمیت است. در این راهنما، نحوه ارجاع درونمتنی، تنظیم Reference List، تفاوت سبکهای رایج مانند APA، Vancouver و IEEE، روش نوشتن DOI، نام نویسندگان، عنوان مقاله، نام ژورنال و خطاهای رایج رفرنسنویسی در مقاله انگلیسی بررسی میشود.
مقاله تحلیل مضمون چیست؟ راهنمای کامل نوشتن مقاله تحلیل مضمون
مقاله تحلیل مضمون نوعی مقاله پژوهشی کیفی است که در آن پژوهشگر دادههایی مانند مصاحبه، متن، روایت، پاسخهای باز، اسناد، تجربههای زیسته یا محتوای نوشتاری را بررسی میکند تا الگوهای معنایی، کدها، مقولهها و مضمونهای اصلی را استخراج کند. در این نوع مقاله، هدف فقط خلاصه کردن دادهها نیست، بلکه کشف ساختار معنایی پنهان یا آشکار در دادههاست. تحلیل مضمون در رشتههایی مانند روانشناسی، علوم تربیتی، جامعهشناسی، مدیریت، علوم ارتباطات، مطالعات فرهنگی، پرستاری، سلامت، آموزش و پژوهشهای میانرشتهای کاربرد زیادی دارد.