نظریه پردازی راهبردی
مشخصات مجله نظریه پردازی راهبردی
نام مجله:
نظریه پردازی راهبردی
p-ISSN:
29810132
e-ISSN:
30419972
دسته بندی:
علوم انسانی
دسته بندی:
علوم اجتماعی
رتبه ارزیابی:
ب
ناشر:
دانشگاه عالی دفاع ملی
صاحب امتیاز:
دانشگاه عالی دفاع ملی
زبان مجله:
فارسی
نوع انتشار:
چاپی- الکترونیکی
سایت:
https://theory.sndu.ac.ir/
ایندکس:
CIVILICA
ایندکس:
Google Scholar
ایندکس:
magiran
سایر ایندکس ها:
Academia
شرایط چاپ مقاله در نشریه نظریه پردازی راهبردی
مجله علمی نظریه پردازی راهبردی با ISSN چاپی 29810132 و ISSN الکترونیکی 30419972 یک مجله از نشریات مورد تائید وزارتین و دانشگاه ها می باشد. صاحب امتیاز مجله نظریه پردازی راهبردی دانشگاه عالی دفاع ملی می باشد که مقالات را به زبان فارسی و به صورت چاپی- الکترونیکی به چاپ می رساند. در چاپ مقاله نظریه پردازی راهبردی به گروه علمی آن علوم انسانی و زیرگروه علمی آن علوم اجتماعی دقت نمائید. آدرس وب سایت نشریه نظریه پردازی راهبردی برابر با https://theory.sndu.ac.ir/ می باشد. ایندکسهای ژورنال نظریه پردازی راهبردی برابر با CIVILICA و Google Scholar و magiran و Academia میباشد. برای نگارش، پذیرش و چاپ مقاله در نشریه نظریه پردازی راهبردی ، حیطه فعالیت آن را که در زیر آمده است مطالعه نمائید. همچنین برای چاپ مقاله در مجله نظریه پردازی راهبردی می توانید کلیه مراحل آماده سازی مقاله از استخراج، ویراستاری ارسال مقاله به نشریه و اخذ پذیرش و چاپ را از خدمات ژورنال یاب استفاده نمائید. تنها کافیست فرم تماس در این صفحه را تکمیل نمائید تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند.
حیطه فعالیت مجله نظریه پردازی راهبردی
در معرفی نظریه پردازی راهبردی باید از یک نکته آغاز کرد: هسته پژوهش در این نشریه تولید، نقد و آزمون چارچوبهای نظری برای فهم تصمیمهای کلان، رقابت، قدرت، تحول محیط و طراحی راهبرد است، نه صرفاً حضور یک عبارت مشابه در عنوان. مقاله زمانی منسجمتر میشود که سطح تحلیل، دامنه زمانی یا مکانی، متغیر نتیجه و منطق مقایسه از ابتدا مشخص باشند. در حوزه نظریهپردازی راهبردی، روش خوب باید مستقیماً از سؤال تبعیت کند و نتیجه نیز فقط تا جایی تعمیم داده شود که داده و طراحی اجازه میدهند.
مرز موضوعی و سهم پژوهش
در نظریهپردازی راهبردی، تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. تحلیل مفهومی مفاهیم را از هم جدا میکند و تحلیل تاریخی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر پیوند نظریه و سناریو مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
برای تبدیل «تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی» به یک مسئله محوری سنجشپذیر، منطقی است واحد تحلیل، مفهوم راهبرد و معیار موفقیت پیش از اجرای طرح پژوهش تثبیت شوند. در تحلیل «مقایسه مکاتب راهبرد»، مجموعه اطلاعات فقط زمانی وزن استدلالی دارند که منشأ آنها با طرح پژوهش سازگار و مرز اعتبار از ابتدا معلوم باشد. موضوع «تحلیل تغییر محیط راهبردی» ممکن است چند توضیح داشته باشد؛ تحقیق قوی با طرح پژوهش آنها را تفکیک میکند و برآیند تحلیل را به کیفیت مجموعه اطلاعات محدود نگه میدارد. از منظر رقابت، «پیوند نظریه و سناریو» نیازمند تعریف روشن متغیرهاست؛ منطقی است هر تصمیم در طرح پژوهش ثبت شود تا برآیند تحلیل قابل بازبینی بماند. در سطح تحلیل، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
ساختن سؤال دقیق و محدود
در نظریهپردازی راهبردی، مقایسه مکاتب راهبرد باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. مطالعه تطبیقی نظریهها مفاهیم را از هم جدا میکند و سناریونویسی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر آزمون قابلیت تبیینی چارچوب مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
در صورت تمرکز بر «تحلیل تغییر محیط راهبردی»، مفید است تفاوت میان مشاهده، تبیین و پیشبینی در محور مسئله روشن و شواهد برای همان سطح گردآوری شوند. طرح علمی درباره «پیوند نظریه و سناریو» زمانی روشن میشود که محور مسئله به آزمون نظریه محدود شود و مفید است نقش شواهد در روش از ابتدا مشخص باشد. برای «آزمون قابلیت تبیینی چارچوب»، روش نباید از عادت نرمافزاری انتخاب شود؛ مفید است ابتدا سازوکار تعریف و سپس شواهد متناسب با آن گردآوری شوند. اگر محور «مرزبندی سطح راهبرد و سیاست» است، شواهد باید دقیقاً همان سازهای را نمایندگی کنند که محور مسئله مطرح کرده و استنتاج نیز در همان قلمرو استنتاج باقی بماند. در ادامه، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
راهبرد روششناختی متناسب
در نظریهپردازی راهبردی، تحلیل تغییر محیط راهبردی باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. تحلیل تاریخی مفاهیم را از هم جدا میکند و مطالعه موردی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر مرزبندی سطح راهبرد و سیاست مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
در «آزمون قابلیت تبیینی چارچوب»، تمایز میان سناریو و عوامل زمینهای اهمیت دارد؛ لازم است این تمایز در طرح تحلیل و نحوه گزارش مشاهدات قابل مشاهده باشد. هدف تحلیلی «مرزبندی سطح راهبرد و سیاست» میتواند با تحلیل مفهومی بررسی شود، اما لازم است فرضهای این انتخاب همراه با کیفیت مشاهدات و سطح تعمیم گزارش شوند. وقتی «تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی» به سناریو مربوط است، طرح تحلیل باید امکان آزمون توضیح رقیب را حفظ کند؛ در غیر این صورت نتیجهگیری بیش از توان مشاهدات خواهد بود. ارزیابی «مقایسه مکاتب راهبرد» بدون تعریف عملیاتی سطح تحلیل مبهم میماند؛ لازم است مشاهدات، طرح تحلیل و سطح تعمیم در یک زنجیره قابل پیگیری قرار گیرند. برای تکمیل این مسیر، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
داده، اعتبار و عدمقطعیت
در نظریهپردازی راهبردی، پیوند نظریه و سناریو باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. سناریونویسی مفاهیم را از هم جدا میکند و process tracing قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
برای تبدیل «تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی» به یک سؤال سنجشپذیر، بهتر است واحد تحلیل، مفهوم راهبرد و معیار موفقیت پیش از اجرای طراحی روش تثبیت شوند. در تحلیل «مقایسه مکاتب راهبرد»، رکوردها فقط زمانی وزن استدلالی دارند که منشأ آنها با طراحی روش سازگار و مرز نتیجهگیری از ابتدا معلوم باشد. موضوع «تحلیل تغییر محیط راهبردی» ممکن است چند توضیح داشته باشد؛ تحلیل پژوهشی قوی با طراحی روش آنها را تفکیک میکند و حاصل مطالعه را به کیفیت رکوردها محدود نگه میدارد. از منظر رقابت، «پیوند نظریه و سناریو» نیازمند تعریف روشن متغیرهاست؛ بهتر است هر تصمیم در طراحی روش ثبت شود تا حاصل مطالعه قابل بازبینی بماند. در سنجش دقیقتر، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
محورهای پیشنهادی برای پژوهش
در نظریهپردازی راهبردی، آزمون قابلیت تبیینی چارچوب باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. مطالعه موردی مفاهیم را از هم جدا میکند و تحلیل مفهومی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر مقایسه مکاتب راهبرد مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
موضوعات زیر برای توسعه ایده در نظریهپردازی راهبردی قابل بررسیاند و لازم است هر کدام با داده و شکاف واقعی محدود شوند.
- مبانی نظری راهبرد — برای این محور، مفهوم راهبرد را میتوان در مسئله تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی و با تکیه بر تحلیل مفهومی عملیاتی کرد.
- مکاتب راهبردی — یک مسیر قابل آزمون، پیوند مقایسه مکاتب راهبرد با سطح تحلیل از طریق مطالعه تطبیقی نظریهها است.
- نظریه قدرت و رقابت — این ایده زمانی دقیقتر میشود که تحلیل تغییر محیط راهبردی به شاخصی برای سازوکار تبدیل و با تحلیل تاریخی بررسی شود.
- راهبرد در محیط پیچیده — تمرکز بر پیوند نظریه و سناریو با سناریونویسی میتواند نقش رقابت را در یک طراحی محدود روشن کند.
- سناریو و نظریه راهبرد — برای این محور، سناریو را میتوان در مسئله آزمون قابلیت تبیینی چارچوب و با تکیه بر مطالعه موردی عملیاتی کرد.
- آزمون نظریه با مورد تاریخی — یک مسیر قابل آزمون، پیوند مرزبندی سطح راهبرد و سیاست با آزمون نظریه از طریق process tracing است.
از یافته تا استدلال علمی
در نظریهپردازی راهبردی، مرزبندی سطح راهبرد و سیاست باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. process tracing مفاهیم را از هم جدا میکند و مطالعه تطبیقی نظریهها قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر تحلیل تغییر محیط راهبردی مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
در «آزمون قابلیت تبیینی چارچوب»، تمایز میان سناریو و عوامل زمینهای اهمیت دارد؛ منطقی است این تمایز در طرح پژوهش و نحوه گزارش مجموعه اطلاعات قابل مشاهده باشد. مسئله محوری «مرزبندی سطح راهبرد و سیاست» میتواند با تحلیل مفهومی بررسی شود، اما منطقی است فرضهای این انتخاب همراه با کیفیت مجموعه اطلاعات و مرز اعتبار گزارش شوند. وقتی «تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی» به سناریو مربوط است، طرح پژوهش باید امکان آزمون توضیح رقیب را حفظ کند؛ در غیر این صورت برآیند تحلیل بیش از توان مجموعه اطلاعات خواهد بود. ارزیابی «مقایسه مکاتب راهبرد» بدون تعریف عملیاتی سطح تحلیل مبهم میماند؛ منطقی است مجموعه اطلاعات، طرح پژوهش و مرز اعتبار در یک زنجیره قابل پیگیری قرار گیرند. در مقابل، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
نشریات و صفحات نزدیک برای بررسی
در نظریهپردازی راهبردی، تعریف سازوکار یک نظریه راهبردی باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. تحلیل مفهومی مفاهیم را از هم جدا میکند و تحلیل تاریخی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر پیوند نظریه و سناریو مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
برای بررسی مقصد دیگر، مطالعات جنگ قابل بررسی است. در تکمیل مقایسه، مطالعات و پژوهش های امنیت داخلی قابل بررسی است. برای مقایسه دامنه، انقلاب پژوهی قابل بررسی است.
در مسیر موضوعی نزدیک، مطالعات توسعه اجتماعی– اقتصادی قابل بررسی است. بهعنوان مرجع همخانواده، مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی قابل بررسی است. این پیوندها صرفاً گزینههای داخلی مرتبطاند و انتخاب مقصد نهایی باید بر سؤال و روش واقعی مقاله متکی باشد.
کنترل نهایی پیش از ارسال
در نظریهپردازی راهبردی، مقایسه مکاتب راهبرد باید به مجموعهای از گزارههای مرتبط تبدیل شود که بتوان آنها را با مورد یا تاریخ سنجید. مطالعه تطبیقی نظریهها مفاهیم را از هم جدا میکند و سناریونویسی قدرت تبیینی چارچوب را در چند زمینه میآزماید. اگر آزمون قابلیت تبیینی چارچوب مطرح است، سطح راهبرد با سیاست اجرایی یکی نیست. نظریه خوب علاوه بر موارد مؤید، باید توضیح دهد در چه شرایطی انتظار داریم پیشبینی یا تبیین آن شکست بخورد.
در صورت تمرکز بر «تحلیل تغییر محیط راهبردی»، لازم است تفاوت میان مشاهده، تبیین و پیشبینی در هدف تحلیلی روشن و مشاهدات برای همان سطح گردآوری شوند. کاوش علمی درباره «پیوند نظریه و سناریو» زمانی روشن میشود که هدف تحلیلی به آزمون نظریه محدود شود و لازم است نقش مشاهدات در طرح تحلیل از ابتدا مشخص باشد. برای «آزمون قابلیت تبیینی چارچوب»، طرح تحلیل نباید از عادت نرمافزاری انتخاب شود؛ لازم است ابتدا سازوکار تعریف و سپس مشاهدات متناسب با آن گردآوری شوند. اگر محور «مرزبندی سطح راهبرد و سیاست» است، مشاهدات باید دقیقاً همان سازهای را نمایندگی کنند که هدف تحلیلی مطرح کرده و نتیجهگیری نیز در همان سطح تعمیم باقی بماند. با این حال، برای نظریهپردازی راهبردی شواهدی مانند متون نظری، اسناد راهبردی، موارد تاریخی، داده رخداد، تصمیمهای سیاستی و شواهد مقایسهای باید با تعریف متغیرها و واحد تحلیل سازگار باشند.
برای خلق بهترین نتیجه در کنار شما هستیم
خدمات تخصصی ژورنال یاب

انتخاب مجله، استخراج، ترجمه، ویراستاری و پلاجیاریسم
کلیه خدمات مربوط به آماده سازی مقاله شما از قبیل تبدیل پایان نامه به مقاله ، ترجمه، ویراستاری علمی و ساختاری و سنجش عدم سرقت علمی و انتخاب مجله در ژونال یاب به شما ارائه می گردد.

ارسال مقاله برای مجله با سطح دلخواه شما و چاپ مقاله
شما می توانید فرایند سابمیت مقاله خود را به متخصصان ژورنال یاب بسپارید. ما پذیرش و چاپ مقاله شما در مناسب ترین مجله با سطح دلخواه شما را تضمین میکنیم.

تاسیس و راه اندازی نشریه علمی
کلیه مراحل تاسیس نشریه علمی از اخذ مجوز تا راه اندازی سامانه های مدیریت نشریات و دریافت ایندکس های معتبر از قبیل علمی پژوهشی، ISI، Scopus، ISC و تبلیغات دریافت مقاله را برای شما انجام میدهیم.
مجلات مشابه
مطالب آموزشی
از مرکز آموزش های ژورنال یاب دیدن نمایید.
دسک ریجکت (Desk Reject) چیست؟ دلایل رد مقاله پیش از داوری و راه های جلوگیری از آن
دسک ریجکت یا رد سردبیری زمانی اتفاق می افتد که سردبیر مجله، مقاله را در مرحله بررسی اولیه و پیش از ارسال برای داوران رد کند. این تصمیم ممکن است به دلیل ناهماهنگی موضوع مقاله با اهداف و دامنه مجله، ضعف نوآوری، مشکلات روش شناسی، کیفیت نامناسب عنوان و چکیده، رعایت نکردن راهنمای نویسندگان یا وجود ابهام های اخلاقی و پژوهشی گرفته شود. دسک ریجکت لزوما به معنای بی ارزش بودن پژوهش نیست؛ در بسیاری از موارد، انتخاب نامناسب مجله یا آماده نبودن نسخه ارسالی باعث رد مقاله می شود. در این راهنما، مفهوم Desk Reject، تفاوت آن با رد مقاله پس از داوری، مراحل بررسی اولیه توسط سردبیر، مهم ترین دلایل رد پیش از داوری و راهکارهای عملی برای کاهش احتمال آن بررسی می شود. همچنین نویسندگان می آموزند پس از دریافت نامه رد سردبیری چه تصمیمی بگیرند، چگونه مقاله را برای مجله دیگری آماده کنند و در چه شرایطی درخواست بازنگری در تصمیم سردبیر منطقی است.
خدمات پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی؛ دبیرخانه، داوری، انتشار و استانداردسازی
اداره نشریه علمی فقط به سردبیر و هیئت تحریریه قوی نیاز ندارد؛ اجرای منظم، دبیرخانه پاسخگو، سایت پایدار، پیگیری داوری، آرشیو کامل، آماده سازی شماره ها و گزارش دهی مدیریتی نیز برای حفظ اعتبار نشریه ضروری است. در این صفحه، خدمات ژورنال یاب برای پشتیبانی و مدیریت اجرایی نشریات علمی معرفی می شود؛ خدماتی که با حفظ استقلال علمی نشریه، امور اجرایی، فنی، انتشار، استانداردسازی و پیگیری های روزمره را منظم و قابل کنترل می کند.
نحوه رفرنس نویسی مقاله انگلیسی + مثال APA، Vancouver و IEEE
در مقاله انگلیسی، رفرنسنویسی فقط نوشتن چند منبع در انتهای متن نیست؛ بلکه بخشی از اعتبار علمی مقاله، رعایت اخلاق پژوهش و آمادهسازی درست مقاله برای سابمیت است. در این راهنما، نحوه ارجاع درونمتنی، تنظیم Reference List، تفاوت سبکهای رایج مانند APA، Vancouver و IEEE، روش نوشتن DOI، نام نویسندگان، عنوان مقاله، نام ژورنال و خطاهای رایج رفرنسنویسی در مقاله انگلیسی بررسی میشود.
مقاله تحلیل مضمون چیست؟ راهنمای کامل نوشتن مقاله تحلیل مضمون
مقاله تحلیل مضمون نوعی مقاله پژوهشی کیفی است که در آن پژوهشگر دادههایی مانند مصاحبه، متن، روایت، پاسخهای باز، اسناد، تجربههای زیسته یا محتوای نوشتاری را بررسی میکند تا الگوهای معنایی، کدها، مقولهها و مضمونهای اصلی را استخراج کند. در این نوع مقاله، هدف فقط خلاصه کردن دادهها نیست، بلکه کشف ساختار معنایی پنهان یا آشکار در دادههاست. تحلیل مضمون در رشتههایی مانند روانشناسی، علوم تربیتی، جامعهشناسی، مدیریت، علوم ارتباطات، مطالعات فرهنگی، پرستاری، سلامت، آموزش و پژوهشهای میانرشتهای کاربرد زیادی دارد.